مراقب دلهایتان باشید، غیر خدا را در آن راه ندهید تا ببینید آنچه را دیگران نمیبینند بشنوید آنچه را دیگران نمیشوند.
- پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیده است بو
- از مستی اش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند
شهادت مولا علی (ع) تسلیت باد
| هاتفی از گوشه میخانه دوش | گفت ببخشند گنه می بنوش | |
| لطف الهی بکند کار خویش | مژده رحمت برساند سروش | |
| این خرد خام به میخانه بر | تا می لعل آوردش خون به جوش | |
| گر چه وصالش نه به کوشش دهند | هر قدر ای دل که توانی بکوش | |
| لطف خدا بیشتر از جرم ماست | نکته سربسته چه دانی خموش | |
| گوش من و حلقه گیسوی یار | روی من و خاک در می فروش | |
| رندی حافظ نه گناهیست صعب | با کرم پادشه عیب پوش | |
| داور دین شاه شجاع آن که کرد | روح قدس حلقه امرش به گوش | |
| ای ملک العرش مرادش بده | و از خطر چشم بدش دار گوش |
هر سوی شمع و مشعله، هر سوی بانگ و مشغله
که امشب جهان حامله، زاید جهان جاودان
و از میان همهی تاریخ که پیوسته شبهایی است که بر ما میگذرند، ناگهان شبی فرا میرسد که پایانش سپیده دمی است و سپس طلوع خورشید. در آن شب باران فرشته میبارد و چه جهل زشتی است در زیر این باران بودن و تن و جان را با آن نَشُستن. بر آن شب هزار ماه و هزار سال سلام باد.
:::دکتر علی شریعتی:::
دوستی میگفت: " این مشقت بدنی که در ماه مبارک رمضان واجب شده یک جای دیگری در اسلام تکرار شده و درست شبیه روزهای اولیهی ماه حج هستش که حاجیها برنامه سنگین بدنی شامل عرفات، مشعر، رمی و طواف و غیره دارند و نکته جالب اینکه هر دو اینها با یک عید به پایان میرسند. عید فطر و عید قربان. عید فطر برای کسانی هست که شب قدر رو درک میکنند و عید قربان هم برای کسانی هستش که روز عرفه رو میفهمند. یک شب و یک روز. تا ببینیم قسمت ما از این شب متصل به روز چه خواهد بود."
به امید درک شب قدر و آمرزش همهی گناهانمون. التماس دعا.
برگرفته از وبلاگ خادمین حضرت خدیجه کبری (س)
سلام شخصی رو وبلاگ برام پیغام گذاشته بود( با لحن خشن )که فلانی تو که اینقدر ادعات میشه چرا شعر حافظ را گذاشتی و ننوشتی شاعرش کی هست
عرض کنم خدمت دوستان عزیزم و آن شخص معلوم الحال اول اینکه من خودم را عاری از هر گونه ادعا میدونم و هر کی ندونه خودم که میدونم چه کاره ام وبه خودم که دیگه نمیتونم دروغ بگم پس فلانی بهت بگم که من ادعایی ندارم اگه مطلبی از عرفان از صحبتهای حاج آقا پورشبانان میذارم و خار چشم تو شده واسه اینه که بهشون اعتقاد دارم نه این که منم مثل ایشونم یا تونستم راه ایشون را برم نه من گرد خاک راه رهروان راه ایشون هم نتونستم بشم نه اینکه نخوام نتونستم در توانم نبود چون رهرو این راه از خیلی چیزها باید بگذره که من در قدم اولش مونده ام
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آنست که عاشق باشی
بگذریم خوب بریم سر این مطلب که چرا اسم حافظ را برای شهر خواجه شیراز ننوشتم والا حرفت در حد جوک آدم را به خنده میندازه وقتی آخر غزل خواجه گفته
قرار وخواب زحافظ طمع مدار ای دوست قرار چیست صبوری کدام خواب کجا
اونوقت آدم باید خیلی مثل تو باشه که ندونه شعر از حافظ هست
از وقتی نظرات خزعبل جنابعالی برام رسید تصمیم گرفتم نظرات وبلاگ را غیر فعال کنم
واین را هم بدون با این کارهات باعث شدی من که مدتی برای مطلب گذاشتن تو وبلاگ تنبل شده ام را فعال کنی ازت ممنون
و در آخر این را بدان که
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بی خبر زلذت شرب مدام ما
بهنام جان آفرین
روزه را دو وجه است : ظاهر و باطن
وجه ظاهر: امساک ازخوردن و نوشیدن و حفظ اندام ازمعاصی.
اما باطن : گرسنه داشتن نفس و اجتناب از آنچه آن رامتلذذ می گرداند.
جان را عطشان به معرفت ، روح را تشنه به بندگی ، دل را شیدا به عشق دوست ساختن ، چشم دل را بصیر و گوش جان را به ندای ملکوتی گشودن است.
نقل مستقیم از وبلاگ http://omolmomenin.persianblog.ir/
با سلام
مطلب ذیل را با کسب اجازه از حاج آقا پورشبانان و خادمین حضرت خدیجه کبری از وبلاگ خدیجه کبری ام المومنین به صورت کامل و بدون دخل و تصرفی برای علاقه مندان در وبلاگ قرار می دهم.
یاهو
ماه مبارک رمضان، بهترین ماهها، ماه میهمانی خدا، ماه خوبیها، ماه شبهای قدر، ماه دعا و نیایش، ماه رحمت و آمرزش و ماه خیر و برکت مبارک باد.
دوستان عزیز
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در ماه مبارک رمضان
آیا تاکنون درشهری غریب وارد شدهاید که نه جایی را بشناسید و نه اطلاعی از وضعیت آن شهر داشته باشید؟ به خصوص اینکه ندانید در آن شهر به شما چه خواهد گذشت. آیا وسیله آسایش و رفاه برای شما فراهم شده یا وسیله شکنجه و عذاب؟ اگر دراین سرگردانی دوست یا آشنایی را ببینید که به استقبال شما آمده و شما را گرم درآغوش بگیرد و به شما خوش آمد بگوید آیا خوشحال نخواهید شد؟
و ما سفری در پیش رو داریم، سفری پر از هول و هراس، پر از بیم و امید، سفری حتمی، سفری بیاختیار و بیبازگشت، سفری تا بینهایت، هرکدام از ما ره توشهای برای این سفر جاودانی فراهم کردهایم و به راستی نمیدانیم اعمال صالح ما چقدر توانسته است خطاها و گناهان ما را جبران کند. چراکه در آنجا به ذرهها نیز رسیدگی میشود.
آیا میخواهید در این سفر استقبال کنندهای داشته باشید؟ و یا میخواهید آشنایی، دوستی به دیدار شما بیاید؟ تا از هول و هراس شما کاسته شده و بیمهای شما به امید تبدیل شود. آیا میخواهید پیامبران الهی حضرت آدم، حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی، حضرت نوح و حضرت محمد (ص) و دیگر اولیاء خداوند به استقبال شما بیایند؟ آیا میخواهید پیامبر ما از داشتن چنین امتی افتخار کند؟ اگر چنین است قبل از افطار یا بعد از افطار یا نیمه شب یا سحرگاه یا هر وقت توانستی در ماه مبارک رمضان و بعد از آن دو رکعت نماز بخوان و به هر پیامبری که میشناسی و یا نام او را میدانی هدیه کن.
وقتی دو رکعت نماز بخوانی و به حضرت ابراهیم(ع) هدیه کنی، درآن وقت حضرت ابراهیم به حضور حضرت محمد(ص) شرفیاب میشوند و به ایشان به خاطر داشتن چنین امتی تبریک میگویند و اظهار میدارند که در زمان من مردمانی مرا به خاطر دعوت به خدا پرستی در آتش افکندند ولی هزاران سال پس از آن، از امت آخر زمان کسانی برای من نماز هدیه فرستادند. و این افتخاری برای پیامبر اسلام خواهد بود.
بنابراین برای هر پیامبری که دو رکعت نماز بخوانی و هدیه بفرستی درآن روز موعود برای تشکر به استقبال و دیدارت خواهند آمد و فرشتگان و ملائک نیز با تبریک و تهنیت از شما استقبال میکنند.
حاج حسن پورشبانان
درماه مبارک رمضان با زبان روزه دو رکعت نماز هدیه به محضر انبیاء و اولیاء اقامه میکنیم
((الهم صل علی ملائکتک و انبیائک و اولیائک و عبادک الصالحین))
خداوندا بر ملائک و انبیاء و اولیاء و بندگان صالحت درود بفرست.
اسامی پیامبران
حضرت محمد(ص) حضرت عیسی(ص) حضرت موسی(ص)
حضرت ابراهیم(ص) حضرت شعیب(ص) حضرت لوط (ص)
حضرت هارون(ص) حضرت اسماعیل(ص) حضرت اسحاق(ص)
حضرت صالح(ص) حضرت یعقوب(ص) حضرت یوسف(ص)
حضرت داود(ص) حضرت سلیمان(ص) حضرت زکریا(ص)
حضرت یونس(ص) حضرت ادریس(ص) حضرت عُزَیر(ص)
حضرت هود(ص) حضرت ایوب(ص) حضرت الیاس(ص)
حضرت دانیال(ص) حضرت جرجیس(ص) حضرت ذَیالکِفل(ص)
حضرت حَیقُوق(ص) حضرت خضر(ص) حضرت ذیالقرنین(ص)
حضرت اسباط (ص) حضرت میشا(ص) حضرت نوح(ص)
حضرت متی(ص) حضرت ارمیا(ص) حضرت یوشع(ص)
حضرت شعیا(ص) حضرت تُورَخ(ص) حضرت شمعون(ص)
حضرت خالد(ص) حضرت حنظله(ص) حضرت شیث(ص)
حضرت طالوت(ص) حضرت آدم(ص) و حضرت هابیل(ص)
التماس دعا
سالخوردگان شهر نجف آباد هنوز صدای رسای درویش محو علی اشعارش را در گوش دارند، مردی بلند قامت با محاسن انبوه وصدایی گیرا وپر طنین،امروز بجز نقل قولهایی از زندگی این مرد اطلاع مکتوبی در دست نیست،از رفتار وکردار درویشانه ایشان که از پیرانمان شنیده ایم .او به معنی واقعی بی نیاز،تارک دنیا ،محو علی و محب علی(ع)بوده ،اسم با مسمایی برایش انتخاب کرده بودند ،خدایش رحمت کند .بهر حال ذکر خلوص و صمیمیت آن بزرگوار تا کنون در لابه لای اوراق کتابها جاب نگرفته و اگر اکنون هم که چند تا پیر مرد که از او اطلاعاتی در سینه دارند جمع آوری و بازگو نشود ،نسل آینده شهر ما با نام این دوسدار واقعی اهل بیت (ع)بیگانه خواهند بود .
درویش محو علی با نام واقعی محمد علی فرزند ملا عبد الاه فرزند ملا محمد از اهالی نجف آباد که در نجف آباد در حال اقامت افکنده،از دوران کودکی او اطلاع دقیقی در دست نیست.تولد او را حدوداسال 1260 هجری شمسی گفته اند .نقل کرده اند که در جوانی به کسوت طلبگی در می آید و پس از صباحی تحصیل عازم نجف اشرف می گرددو به حضور حضرات آخوند خراسانی و میرزای شیرازی رسیده است .پس از کسب مدارجی از علوم دینی فقه واصول و... از نجف به ایران بر میگردد .در راه عراق به ایران در همدان وارسته ای برخورد میکند و با او انس والفتی پیدا مکند،شروع میکند به تعریف از خود ،کجا رفتم نزد چه کسانی تلمذ نمودم ،از چه عالمی کسب فیض کردم و...،در آخر هم دست در جیب کرده و کاغذی را بیرون آورده قریب به این مضمون تحریر شده .بسم ال... الرحمان الرحیم (جناب حجت الاسلام محمد علی ابن ملا عبد الله که در دوره های مختلف علوم دینی را نزد اینجانب تقریر نموده اند اجازه دارند به عنوان امام جماعت مسلمین ایدهم الاه تعالی اقامه جماعت نمایند و نقل حدیث و جوابگوی مسائل شرعییه مردم باشند انشاءالله عامه مسلمین از برکت وجود ایشان مستفیض گردنند ...الاحقر...)
پیر همدانی خوب به سخنان شیخ محمد علی گوش می دهد ، غرور را در چهره او مشاهده می کند او را غافل از فکر و ذکر تشخیص می دهد که دنیا او را فریفته و آخرت را از یاد برده و مسائل نفسانی بر او غالب گردیده . لذا ساکت نمی نشیند و جایز نمیداند که این روحانی تازه کار را درس معنوی ندهد ،فریاد میزند که ای شیخ محمد علی برو این کاغذ را پاره کن ،این دکان را جمع کن ،لباس پیامبر(ص) را پوشیده ای ،به فکر آخرت باش از یاد خدا غافل مشو ،ترک دنیا کن و ... ناگهان آشیخ محمد علی به غکر فرورفته و از خواب غفلت بیدار و نوعی دگرگونی روحی پیدا می کند .
از وعظ و خطبه و جمع کردن مردم به دور خود ،با طلبه ها بحث و مجادله کردن ،منبر رفتن ،در حوضه درس نشستن و خلاصه مسئله گفتن و به حساب و کتاب سالیانه یک کاسب بازار کردن وسهمین اورا معلوم کردن از زوایای ذهنش خارج وبه وادی سرگردانی و حیرانی قدوم می نهد .
راهی دیار خود (نجف آباد می شود و پس از چندی لباس درویشان میپوشد و به سلک این جماعت در می آید . شب وروز در مسجدو بازار و کوی و برزن سرگردان ،وقت از وعده نمیشناسد هر جا که بروی او را می بینی . کسی نمیداند چرا این چنین شده چه میخواهد ،گمشده اش چیست ؟
محو علی درویش واقعی ،عارفی خدا جوی تارک دنیا همه جا حاضر بود شب را زیر سقف نمی گذراند ه ،قرار نداشته ،به قبرستان سر می کشیده ،در کوچه ها سیر می کرده است.
بعضی اوقات مهمان این آن بوده،کاسب، روحانی ،کشاورز ،اهل دلی و دوستدار معرفتی ،اما اشتباه نشود اهل سور چرانی نبوده به خانه کسی دعوت می شده اگر ظهر بوده به نان و دوغی اگر شام را مهمان می شده به آبگوشتی بسنده می کرده .
پیرانمان نقل میکنند :مان اصلی او بیشتر مسجد نصیر بوده است .
هرگاه پولی یا نانی از کسی می گرفته تا یک روز بعد ویا تا وقتی که گرسنگی زیاد بر او غالب نمیشده به ذکر وعبادت مشغول بوده . پس از تناول نان می گفته که تا فردا اگر عمری بود خدا کریم است .او این شعر را در وقت طلب زمزمه می کرده .
گربدهی ننگ نیست گر ندهی جنگ نیست
ملک خدا تنگ نیست کار فقیر لنگ نیست
یکی از کسانی که با او مصاحبت داشته نقل کرده:درویش به جمعی که مشغول خوردن کباب بودند رسید در کنار آنان نشست ،تعارف کردند اصرار نمودند ولی درویش فقط به لقمه ای اکتفا نمودند گفتند سیر بخور که غذا زیاد است ،اگر امروز به میل دلم و نفسم رفتار کنم ،فردا هم از من طلب خواهد کرد ،و از خوردن امتناع ورزید ،هیچکدام از حاضرین حریف درویش نشدند که او را وادار به خوردن نمایند .در حالی که میدانستند گرسنه است .
درویش مدتی را بجهت وابستگی فامیلی در روستای بابا شیخ علی گذرانده. در خانه محقری که یکی از اهالی آنجا در اختیارش گذاشته بود و شامل یک اتاق و بالا خانه ای می شد زندگی می کرد .چند صباحی با زنی به نام ام لیلا ،که از او بزرگتر بوده ازدواج و زندگی می کرده و پس از وفات آن زن ،درویش بقیه عمر را در نجف آباد گذرانده .
از زندگی او در بابا شیخ علی پیر تعریف کرد که:درویش تا بعد از نیمه های شب در قبریستانی که در جوار امام زاده آنجا بود به ذکر و عبادت مشغول و پس از آن به خانه باز می گشت .بر بالای منبر نمی رفته اما در کنار منبر می ایستاده یا در قبرستان با صدایی رسا یک یک نفس نام پیامبران را از پیامبر اکرم (ص) شروع می کرده و تا حضرت آدم یک به یک نام می برده و مدح می گفته ( سلام و صلوات آدمیان بر محمد بن عبد الله بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن ....... آدم (ع)
بعضی اوقات در جمع مردم این اشعار سعدی را بلند بلند می خواند :
برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را
بر باد قلاشی دهیم اینجا تقوا نام را
هر ساعت از نو قبله ای بر بت پرستی می رود
توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را
می با جوانان خوردنم خاطر تمنا می کند
تا کودکان در پی فتند این پیر درد آشام را
به ذکر و عبادت ایشان در شبها بطور پنهانی درزاویه مساجد خیلی از پیر مردان اشاره کرده اند.یکی از روحانیون که اکنون در قید حیات نیست وبا درویش وبرادرش ملا یحیی حشر ونشری داشت تعریف کرده بود که :شبی از شب های سرد زمستان سالهای حدود 1380 هجری شمسی نزدیک نیمه های شب که لباس گرمی هم پوشیده بودم ولی از سرما میلرزیدم از کنار مسجد نصیر عبور کردم که صدای ذکر او را از داخل مسجد شنیدم با خود گفتم کیست در این سرما واین وقت شب ؟به مسجد سر کشیدم ،درویش محو علی را با یک پیراهن کرباس در داخل ایوان مسجد بحال ذکر و ورد دیدم
بهر حال این پیر وارسته زندگی را به معنی واقعی به بی نیازی و بیتوجهی به دنیا و مافی هایش به مدت یک عمر به معرض نمایش گذاشته تا شاید عبرتی باشد برای دنیا طلبان و مال اندوزان ستمگر که عمری را به کسب مال و منال از هرکس و هر کجا که باشد به پایان می برند ،درویش محو علی بنا بر قولهادر سال های 1320-22 برحمت ایزدی پیوست که با حضور جمعی از مردم حق شناس و دوستداران خاندان عترت و طهارت بخاک سپرده شد .
مطلب فوق از وبلاگ به آدرس http://www.fzkhalili.blogfa.com وبه قلم آقای فضل الله خلیلی نجف آبادی آمده است.
وفات حضرت خدیجه کبری (س) بر
حاج آقا پورشبانان خادمین حضرت
خدیجه کبری و مسلمانان تسلیت باد
مطالب قدیمی تر »